




آخی نیگا چه باحاله!!!!!!!!!!!!



من پارسال خیلی حالم گرفته بود می خواستم یه جایی پیدا کنم که دردای دلمو توش بریزم اما از اونجایی که آدم درون گرایی هستم....
نشد که باهاتون درد دل کنم الانم بی خیال می خوام تووبم همه چی باشه فقط یه کم به زمان احتیاج دارم امید وارم از تغییراتی که تو وبم ایجاد میکنم خوشتون بیاد نظرتونو بگین خوشحال میشم!![]()
براي كشتن پرنده يك قيچي كافيست
لازم نيست آن را در قلبش فرو كني يا
گلويش را بشكافي
پرهايش را بزن
خاطره ي پريدن با او كاري مي كند كه
خواهي ديد كه خود را به دره ها
پرت مي كند...
.jpg)
دوباره واژه سفر را در قاب تنهایی اتاق
خاطراتم میخکوب میکنم
سرزمین خشک خاطره یخ زده وفرسوده شده
زندگیم بوی غربت و بی قراری گرفته
رفاقتها پوچ وتوخالیست
وحال کوچ ِ تبلورزندگیست
باید رفت و
به اندازه تمام تنهایی ها
فریاد را
در آغوش کشید
باید رفت و....
هیس ...![]()

گاهی انقدر به همه شک می کنم که به مرض جـــنون می رسم .. درست مثل الان!!
گاهی حـــالم از زندگی به هم می خـــوره.. درست مث الان!!
گاهی از این آدمی که هستم تعجـــب می کنم .. نمی تونم بشناسمش .. درست مثل الان!!
زندگی چون قفسی ست
قفسی تنگ پر از تنهایی
و چه خوب است غفلت آن زندانبان ..
و بعد هم پـــرواز!!...
کاش این زندانبان اجازه ی رهایی رو بهم می داد .. احتیاج دارم بهش ..
رهایی .. از این شـــوخی تلخ خـــداوند!...
درختی به بلندای افــکار تو نیاز دارم
تا خود را از آن بیـــاویزم
و یا دریایی به عمق دلم
تا در آن غـــرق شــوم...
کی گفته "به دنیـــا بگوییـد بایســتد" ؟؟؟!!!!!!!
خواهشآ نه !
به دنیــا بگویید نایســتد!!! زدتر برود تا آبــرویمان نرفته!!!...

گریه کن
گریه کن برای درد هات ،
گریه آوازه جنون،
گریه کن اگه میتونی
که تو دل غمی نمونه،
اگه میشنوی صدام و
یا که میبینی نگاهم،
دل من تنهای تنهاس
تو ندیدی گریه هام

گفتي مي خوام بهت بگم همين روزا مسافرم
«بايد برم» براي تو فقط يه حرف ساده بود
کاشکي مي ديدي قلب من به زير پات افتاده بود
شايد گناه تو نبود، شايد که تقصير منه
شايد که اين عاقبتِ اين جوري عاشق شدنه
***
سفر هميشه قصه رفتن و دلتنگيه
به من نگو جدايي هم قسمتي از زندگيه
هميشه يک نفر ميره آدم و تنها مي ذاره
ميره يه دنيا خاطره پشت سرش جا مي ذاره
هميشه يک دل غريب يه گوشه تنها مي مونه
يکي مسافر و يکي اين وره دنيا مي مونه
***
دلم نمياد که بگم به خاطر دلم بمون
اما بدون با رفتنت از تن خستم ميره جون
بمون براي کوچهاي که بي تو لبريزه غمه
ابري تر از آسمونش ابراي چشماي منه
***
بمون واسه خونهاي که محتاج عطر تن توست
بمون واسه پنجره اي که عاشق ديدن توست

می روم خسته و افسرده و زار
سوی منزلگه ویرانه ی خویش
به خدا می برم ازشر شما
دل شوریده و دیوانه ی خویش
میبرم تاکه درآن نقطه ی دور
شستشویش دهم از رنگ گناه
شستشویش دهم ازلکه ی عشق
زین همه خواهش بی جا و تباه
میبرم تا ز تو دورش سازم
ز تو ای جلوه ی امید محال
میبرم زنده به گورش سازم
تا که دیگر نکند یاد وصال
ناله میلرزد میرقصد اشک
آه بگذار بگریزم من......
ازتوای چشمه ی جوشان گناه
شاید آن به که بپرهیزم من
به خدا غنچه ی شادی بودم
دست عشق آمدواز شاخم چید
شعله ی آه شدم صد افسوس
که لبم باز به آن لب نرسید
عاقبت بند سفر پایم بست
میروم خنده به لب خونین دل
میروم از دل من دست بردار
ای امید عبث بی حاصل.....

به تو گفتم قبل رفتنت……
اگه نباشی یک روز
... کاری با دنیا ندارم...
به تو گفتم خودمو میکشمو
پر می زنم تو اسمونا....
... بگو گفتم یا نگفتم ... بگو گفتم یا نگفتم
به تو گفتم... زنده ام با نفس خیال چشمات
... چشماتم تنهام گذاشتن...
حالا من موندمو
تیغ و رگ دستو... عکس پاره ی تو ومن
.. بگو گفتم یا نگفتم ... بگو گفتم یا نگفتم
مگه بت نگفته بودم.. بی تو روزگار من
.. تیره و تاره..
حالا روزگار من بعد سفر کردن تو
.. طناب داره..
تیغو میکشم رو رگهام می پاشه خونم رو عکسات
نتونه سدی بسازه رنگ چشمات سیله اشکات...
![]()
هیشکی جون تو نبین دیگه!!![]()